وبلاگ‌های ناهید رکسان و سعید سامان در کلمه‌ئو

۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

بَربَر و عصرحجر!

 

 

پیش از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک ایران،   تنگۀ هرمز به روی همۀ کشورها باز بود.   اینک اپشتین‌سالاران می‌خواهند برای بازکردن تنگۀ هرمز به ایران لشکرکشی کنند و به قول رئیس اپشتین‌ستیت،   ایران را به «عصرحجر» بازگردانند!  به عبارت دیگر،  «داش‌دونالد برده‌فروش» آرزوهای بزرگی در سر دارد.  این «بابا» می‌خواهد نخستین امپراتوری لائیک تاریخ‌بشر که برخلاف امپراتوری‌های اسلامی و غربی،  برده‌دار و سوداگر نبوده،  به همراه برزویه و رازی و ابوریحان بیرونی و فارابی و بوعلی سینا و ... و فردوسی و خیام و ... سعدی و مولوی و میرزادۀ‌ عشقی‌ و ... و خلاصه بگوئیم تاریخ و فرهنگ ملت ایران را با «بمب» نابود کند!  

 

ولی تاریخ و فرهنگ با بمب نابود نمی‌شود.  کازینونژاد،  همچون اسلافش سوداگر مرگ و ویرانی است؛   سیاستی که با شعار بازگرداندن یک ملت به عصر حجر،   از دوران کندی تاکنون ادامه یافته و هر بار جارچی‌های استعمار بر طبل «شکست آمریکا» کوفته‌اند.   حال آنکه آمریکا در واقع پیروز شده،  چرا که اگر شکست خورده بود،  طی نیم قرن،  به کرات سناریوی «بازگرداندن به عصر حجر» را به صحنه نمی‌آورد!   در مورد ایران هم «روند بازگرداندن به عصر حجر» با همراهی و همکاری روحانیت خودفروختۀ‌ شیعی و حکومت دست‌نشاندۀ آمریکا به اجرا در خواهد آمد!

 

حکومت طاعون بر ویرانه‌های آثار تاریخی مصلی و مسجد می‌سازد،   و کینگ جذام ثالث هم که با شعار ابلهانۀ «ایران معبد ماست»،  لگدی نثار خیزش «زن،  زندگی، آزادی» کرده بود،  معبد‌اش را خواهد ساخت!   ارتش خداجوی آمریکا هم بر ملت ایران منت گذارده،   مسئولیت خطیر غارت موزه‌ها و آثار تاریخی را بر عهده خواهد گرفت.                 

 

یک‌ماه پس از تهاجم نظامی وحشیانۀ ارتش‌های آمریکا و اسرائیل به ملت ایران،   مسعود زرشکیان با رئیس شورای اروپا گویا «گفتگو» کرده و آمادگی خود را جهت لیسیدن چکمۀ ارتش ناتو اعلام داشته.   تیز و آروغ زرشکیان آنچنان مورد پسند بی‌بی‌سی قرار گرفت که به عنوان دروغ اول آوریل ادعا کرد،  وراجی‌های پرزیدنتِ جمکران عامل افزایش شاخص‌های بازار بورس آمریکا شده است:

 

«مسعود پزشکیان در تماس تلفنی با رئیس شورای اروپا،‌ شورائی که تهاجم نظامی به کشورمان را محکوم نکرده، ‌ اعلام داشت که کشورش "ارادۀ لازم" برای پایان دادن به جنگ با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را دارد،  به شرط آنکه برخی شرایط برآورده شود.  این اظهارات به افزایش شاخص‌های بازار در آمریکا کمک کرده است.»

منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ اول آوریل سالجاری

 

ابراز بندگی و چاکری زرشکیان به همچنین مورد پسند «داش دونالد برده‌فروش»،  رئیس دولت اپشتین‌ستیت نیز قرار گرفت و با بمباران یک پل در دست احداث،  برگزار کنندگان مراسم «سیزده به در» را مجازات کرد و مدعی شد،  این پل «نیمه‌کاره» کاربرد نظامی داشته! حال آنکه هدف واقعی «داش» ترامپ،   ایرانیان و آئین‌های سیزده به در بود.  آورده‌اند که «داش» دونالد،   درگام بعد،  جهت اثبات «علمی» دروغ شاخدارش،  یک جنگندة اف 15 را به ایران  اعزام کرد!   ولی از قضای روزگار،   جنگندة مذکور،  البته به گزارش رسانه‌های غرب،‌   توسط نیروهای نظامی حکومت ملایان ساقط شد و خلبان و کمک خلبانش در استان کهکیلویه و بویراحمد سالم فرود آمدند.  ادعا می‌شود که یکی از ایندو جانور وحشی،  به ارادة خداوند خونخوار ابراهیم،  توسط نیروهای ویژة آمریکا نجات یافته:

 

«[...] روز جمعه ابتدا یک اف15 دو کابینه هدف قرار گرفت و در استان کهگیلویه و بویراحمد سرنگون شد.  ارتش آمریکا بلافاصله عملیات جست‌وجو و نجات را آغاز کرد و در نهایت موفق شد خلبان این جنگنده را بازیابی کرده و نجات دهد.»

منبع:  ‌رادیوفردا،  مورخ 15 فروردین‌ماه سالجاری  

   

بوق سازمان سیا در لفافه به امت انقلابی تفهیم کرد که «نیروهای ویژة ایالات متحد در خاک ایران حضور دارند!»   البته رسوائی حکومت زال‌ممدهای انقلابی به این مختصر محدود نمی‌شود!  چه نشسته‌اید که نظامیان ایالات متحد در آب‌های جنوبی ایران هم به عنوان نیروی «دوست و غیرمتخاصم» حضور فعال دارند:

 

«[...] دومین هواپیمای آمریکائی [...] یک هواپیمای تهاجمی [A10 ] اِی بود که پس از هدف قرار گرفتن از سوی پدافند هوائی ایران بر فراز آب‌های جنوبی کشور سرنگون شد. مقام‌های آمریکایی ضمن تأیید هدف‌ قرار گرفتن این هواپیما،  از نجات خلبانش خبر دادند.»

همان منبع!

 

همانطورکه مشاهده می‌کنیم،  برخلاف عرعر اپوزیسیون‌نمایان فرنگ نشین،  و بوق‌های  فرنگستانی و شیعی،  جنگی که به راه افتاده به هیچ عنوان بر علیه حکومت ملایان نیست؛  این جنگ برعلیه ملت ایران به راه افتاده!   ملتی که همزمان از چندین سو مورد تهاجم قرار گرفته!  اگر در داخل مرزها،  47 سال است که توسط حکومت ملایان سرکوب و تاراج می‌شود،  اینک ارباب‌ این حکومت هم زیرساخت‌ها،  ساختمان‌ها و ... و خصوصاً انسان‌ها را در این مملکت هدف بمب‌ و موشک قرار داده و شیعی‌های ساکن فرنگ را نیز برای تهاجم  به ملت ایران بسیج کرده!

 

این جماعت خودفروخته که بدون استثناء از حملة‌ نظامی به خاک ایران حمایت کرده‌اند،   چند گروه کاذب تشکیل داده‌اند.  در رأس‌شان باند رجوی را می‌بینیم که 45 سال است تحت نظارت کدخدا به پول‌شوئی،   تجارت برده و اعضاء بدن انسان و ... اشتغال دارد و از آنجا که به مراتب از حکومت آخوند وحشی‌تر و درنده‌تر است بعضی‌ها در لندن و واشنگتن مایل‌ند   اینان آلترناتیو حکومت باشند.  البته این تمایل،   از منظر تاریخی منطقی و «تکراری» است!‌  حکومت آخوند را هم ‌اینان آلترناتیو پهلوی کردند،   چرا که  به مراتب از دستگاه پهلوی وحشی‌تر و درنده‌تر بود.   با توجه به همین الگوی استعماری می‌توان به علت شتاب‌ قوۀ قضائیة‌ بیابانی حکومت ملایان برای اعدام‌ زندانیان سیاسی «متهم» به عضویت در گروه تروریست مجاهدین خلق پی برد!   

 

حکومت زال‌ممد برای نشاندن دارودستة‌ رجوی در جایگاه «قربانی»،   طی هفتة اخیر 6  تن از اینان را اعدام کرده،  باشد تا از طریق نشاندن باند رجوی در «سنگر حق»،‌  به شیوۀ آریامهر برای خود «آلترناتیو» بسازد.  چرا که این گروه اسلامگرا همچون تمامی اسلام‌گرایان هزار چهره است؛   با اسلحة بیگانه می‌جنگد؛   مزدور بیگانه است،  و در نتیجه،  دشمن فرهنگ و انسانی‌ات و «روابط حقوقی» است.   حال نگاهی بیاندازیم به دیگر گروه‌های مهاجم شیعی،  و در رأس‌شان کینگ «جذام ثالث»،  که علاوه بر تاج و عمامه،   اخیراً کیپا هم بر سر کرده،   و دیگر مو لای درز خودفروختگی و جان‌نثاری‌‌اش نمی‌رود!  

 

ایشان در ایالت تگزاس،   طی‌ وعظ و خطابه‌ای سرشار از نبوغ در کنفرانس «سی پک»  ـ  این کنفرانس راست‌گرایان افراطی در حزب جمهوری‌خواه را به دور یکدیگر جمع می‌کند ـ   اکتشافات مهمی فرموده‌اند.   نخست اینکه «دمکراسی» همان مردم‌سالاری ـ  پوپولیسم ـ است!   دیگر آنکه،  بر اساس فرمایشات ایشان،   هزاران کادر علمی ایرانی که طی دوران طاعون به آمریکا آمده‌اند،   همه افراط‌گرا و تروریست‌های صادراتی حکومت ملایان هستند و ایشان سعی خواهند کرد تا به محض سقوط حکومت ملایان،  رهبری گذار را بر عهده گیرند و بجای تروریست،  «مهندس» به آمریکا صادر کنند:

 

«[...] می‌توانم ایرانی را تصور کنم که بجای افراط‌گرایان مهندس صادر می‌کند [...]»

منبع:   رادیوفردا،  ‌مورخ 9 فروردین‌ماه سالجاری

 

بله همانطورکه می‌بینیم «شاهزاده» چنین پنداشته‌اند که ایرانی،  و به ویژه مهندس ایرانی نوعی «کالا» است که ایشان می‌توانند تولید کرده و «صادر» نمایند.  باشد تا ضمن غارت ایران،  منافع اقتصادی آمریکا را نیز همزمان افزایش دهند:    

  

«تنها در دهة آینده،  یک مشارکت راهبردی میان آمریکا و ایران می‌تواند بیش از یک تریلیون دلار برای اقتصاد آمریکا ایجاد کند»

 همان منبع

 

«جونم براتون بگه»،  دریدگی و حماقت خاندان جلیل «جذام» حدومرز نمی‌شناسد.  ولی رضا پهلوی در این عرصة دریدگی و وقاحت به هیچ عنوان تنها نیست!   مادر محترمش هم که به علامت «رضا» در مورد جنایات آمریکا و اسرائیل در ایران مهر سکوت بر لب زده،  برای کسب حمایت شاخة «یهودی ـ فرانسوی» شبکة اپشتین فعال شده،  و مانند زلنسکی به آستان مقدس «برنار هانری لوی» دخیل بسته.   

 

باری همزمان با وعظ و خطابة رضا پهلوی در کنفرانس «سی پک»،  شیعی‌جماعت یک «کنگرة آزادی» هم در پایتخت بریتانیا به راه انداختند.  تا همه بدانند و آگاه باشند که زمام دو گروه چماقدار و چپ‌نما به ترتیب در دست واشنگتن و لندن خواهد بود.   ایندو گروه که به فرمان ارباب‌شان «بر علیه دمکراسی» با هم متحد می‌شوند،   به فرمودۀ همان ارباب‌ نیز با یکدیگر جنگ زرگری به راه می‌اندازند،   باشد تا صدای مخالفان استبداد و استعمار در تمامی جبهه‌ها خاموش شود.  البته چماقداران با حقوق بشر و حقوق زن و این‌حرف‌ها کاری ندارند؛  ‌ حال آنکه نوابغی که در «کنگرة آزادی» لنگر انداخته‌اند،   ضمن خفقان در مورد تهاجم نظامی به خاک کشور ایران،   حقوق انسانی زن را به «حضور در جامعه» تقلیل داده و برای تأمین این «حق نسبی» خواهان «تبعیض مثبت» شده‌اند!   

 

به فتوی کشتزار اسبق جلائی‌پور که به آمریکا صادر شده،   لازم است «مردان یک قدم عقب بروند،   تا زنان بتوانند جلو بیایند!»  به عبارت دیگر همانطور که در آمریکا به رنگین پوست لطف می‌کنند تا پست و مقامی بیابد،  «آقا» هم می‌باید به «ضعیفه» از اینگونه الطاف بفرمایند!   بی‌دلیل نیست‌که فمینیست شیعی‌ را «ضعیفه» خوانده‌اند!   پس دکة حماقت فروشی «کنگرة‌ آزادی اوباش» را ترک می‌کنیم و می‌رویم به سراغ شیرین عبادی که پس از دریافت جایزة صلح نوبل به جایگاه والای «ضعیفه» ارتقاء درجه یافته!

 

کنیزالاسلام برگزیدة محفل نوبل که حدود یک ماه پیش در سنای فرانسه،  سر به آستان مقدس چاهک فرنچ کانکشن می‌سائید ـ   ‌وبلاگ ناهید رکسان «الگوریتم کودتا» ـ   به ناگاه دریافته که «آمریکا و اسرائیل اهمیتی به دمکراسی نمی‌دهند»،   منبع:‌  «لو سوار بلژیک،  ‌مورخ 27 مارس سالجاری»

 

می‌دانیم که حاجیه عبادی،  مانند ملاممد خاتمی و تمامی جایزه بگیر‌های مادینه و نرینۀ شیعی،   متخصص «دمکراسی» است!   البته نوع ویژه‌ای از دمکراسی که به معنای نشستن در کنار جنایت‌کار و متجاوز است!   این شخصیت برجستة امپراتوری توحش و فرصت‌طلبی که کارش را از عضویت در حزب رستاخیز آغاز کرد، در فرصت بعدی لچکی بر سر انداخته از روح‌الله خمینی حمایت نمود.  در گام بعد سر از  مرداب اصلاح‌طلبی به در آورد،   یک جایزة صلح نوبل هم برایش ابتیاع کردند،  تا در سیرک سیار استعمار به عنوان طوطی جار بزند:  «اسلام با دمکراسی هیچ تضادی ندارد!»   پس از انجام این مهم،   شیرین عبادی  سروکله‌اش از بساط میرحسین موسوی و دکان کودتای سبز بیرون آمد،  و نهایت امر راهی بلاد ارباب شد و اخیراً با کینگ جذام ثالث و مادر بسیار «محترمش» در دفاع از تهاجم نظامی به خاک ایران معرکه گرفت.   اگر چنین رجالة برجسته‌ای اینک تلاش می‌کند خود را «مدافع دمکراسی» جلوه دهد و در برابر آمریکا و اسرائیل قرار گیرد،   مسلماً به دلیل تحولاتی است که  در هیاهوی شیپورهای جنگ‌طلبان مسکوت مانده!

 

به عنوان نمونه،   برخلاف انتظار گوسفند‌الله،  آمریکا و اسرائیل و حکومت پادوهای انقلابی‌شان در ایران،  موفق نشدند برای رضا پهلوی خردجال میلیونی به راه اندازند،   و کودتای هویزر را بازتولید کنند!  البته اشتباه نکنیم،   دلیل ناکامی اینان به هیچ عنوان نشان طرفداری ایرانیان از حکومت طاعون نیست!  حکومت دست نشانده‌ای که 47 سال است با شعار «مرگ بر آمریکا،  و مرگ بر اسرائیل» به کشتار و سرکوب ایرانیان و غارت ثروت‌های ملی مشغول است،  و توله‌های مقاماتش را برای دلالی و پولشوئی به آمریکا و اروپا فرستاده.  جالب اینکه،  اخیراً اینان را در خردجال هواداران تهاجم نظامی به ایران با پرچم‌های اسرائیل و اوکراین نیز مشاهده می‌کنیم!   چنین حکومتی مسلماً نمی‌تواند مورد تأئید ملت ایران باشد.   ملتی که یکصدسال است توسط استعمار و مزدورانش در این سرزمین به گروگان گرفته شده،‌   و بیش از یک ماه است که عملاً با دست‌ خالی در برابر تهاجم وحشیانة ارتش‌های آمریکا و اسرائیل و حکومت دست‌نشانده‌شان مقاومت می‌کند،   و با این وجود به خردجال مطلوب اینان نمی‌پیوندد! 

 

چرا که حکومت طاعون،  پس از 47 سال عرعر و هل‌من‌مبارز طلبی و ارائة تصویر دروغین «دشمن» از دستگاه پهلوی،  نه قادر است از آسمان کشور دفاع کند،  نه امنیت مرزهای زمینی را تأمین نماید،   و از همه مهم‌تر،  حتی یک پناهگاه هم برای مردم نساخته!   با اینهمه این حکومت نتوانسته همین مردم را به طرفداری از متجاوز به خیابان بکشاند و از طریق بازتولید الگوی آریامهر ـ  به راه انداختن خردجال و فراهم آوردن زمینة خودبراندازی ـ ‌ جذام ثالث را بجای خود بنشاند.   از اینرو برای ارعاب ایرانیان،  با فاطمیون و حشدالشعبی در تهران خیابان‌ها را اشغال کرده!   در هر حال نتیجۀ جنگ هر چه باشد،  «انتخاب» نوع حکومت و افراد عوامفریبی و تکرار دور باطل استعماری است؛‌  ‌ تنها انتخاب منطقی می‌تواند میان استبداد و دمکراسی باشد!